ده یاس

مغرورتر از آنم که بر سرم منت نشانی

تبلیغات تبلیغات

دوزخ در زمین

اتفاقی عکسهایی از دوئل زنان اروپای قرن نوزدهم دیدم. و سرچ تو سرچ رسیدم به شکنجه های باستانی. وسایل و ابزار مخصوص شکنجه که انسانها ساختن و اختراعش کردن، برا ساختنش فکر کردن، زمان گذاشتن و و گویی جهنمیان در قالب انسان به این دنیا آمده باشند. جهنمیان ذات عذاب دهنده ای دارند و معنای بهشت را درک نمیکنند و همه ش مخلوق خداییم و جهنم پر از بی نهایت اسباب شکنجه هاست و دوست ندارم به عذاب شدن ها توجه کنم اما وجود دارند همین جا ادم ها پر از خشمند خیلی ها یکدیگر را
ادامه مطلب

همه را

داشتم همه را میزدم. ادم هر چقدر هم نفرت انگیز باشد باز یک نفر هست که تاییدش کند دوستش داشته باشد. حسهای بد. کنار میزنند کنار زده ای، اجازه داده بود چند نفری از او متنفر باشند بدشان بیاید یا مسخره اش کنند مسخره اش کنند اجازه داده بود به او تهمت بزنند به او تهمت بزنند به او تهمت بزنند اجازه داده بود تحقیرش کنند. اجازه داده بود مسخره اش کنند. به او حسادت کنند و زهر بریزند بعضی ها دوست دارند زهر بریزند و زهر میگیرند برای بعضی ها زهرمار می شویم برای بعضی ها زهر
ادامه مطلب

هیلمای عجیب سوئد

این چقده می تونه درست باشه که هر چیزی که ثبات داشته باشه، دچار فساد میشه؟ خیلی از روابط وقتی به یه اعتماد و ثبات میرسن فرو می ریزن. جزر و مد و حرکت، پویایی هر چیزی رو تضمین میکنه. من یک واژه گیر هستم از اقیانوس کلمات ... صدای قهقهه تازگیا برام چندش آور شده. ... هیلما یک بدن زنانه داشت، لباس زنانه می پوشید و در سال 1944 یک زن بود در استکهلم. او در جوانیش با دوستش یه رابطه ی عاشقانه رو ایجاد کردند که هیلما نقش مرد رو بازی می کرد.
ادامه مطلب

هیلمای درونم

وقتی آدم عجیب غریب میشه یعنی هنر انتخابش کرده یعنی اون فرد به خودش تعلق نداره یعنی توی دنیایی پذیرفته شده که خیلی ها ازش محرومن یعنی دیگه مسائل خودش، مهم نیستن و باید قانونمند رفتار کنه یعنی یک شهروند دنیای هنره و دیگه معمولی نیست و از جهان ظاهری خارج شده و در واقع مُرده. من می تونم یک مُرده باشم که قراره حرفایی بزنم که فقط همشهری های هنری خودم خواهند فهمید همزبون های خودم. من اون مرد رو دوست دارم، حتی وقتی ازش فرسنگها فاصله دارم.
ادامه مطلب

وبلاگ های پیشنهادی

جستجو در وبلاگ ها